دستت می سوزد با سیگار !
به خودت می آیی ، یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند ، نه
دستی که شانه هایت را بگیرد ، نه صدای که قشنگ تر از باد باشد ...
تنهایی یعنی این ...
حالا در خانه خودمان نشسته ایم و این اولین شب آرامش ماست ، هنوز لباس عروس و کت شلوار دامادی بر تن مان است ، خسته ایم و این شیرین ترین خستگی دنیاست که پس از سال ها به هم رسیده ایم . . .
با همان لباس عروس برمیخیزد... و ۲ نخ سیگار میاورد و روی پاهایم مینشیند ، یکی بر لب من و دیگری بر لب او . . .
چشم هایمان میخندد . . .
میدانیم امشب چه خبر است و این هم شیرین ترین سیگار دنیا خواهد شد . . .
چشم در چشم ، دست در دست و چند پک عمیق و فضای خانه مه آلود میشود . . .
ناگاه لای انگشتانم داغ میشود و از این رویای شیرین بیرون می آیم . . .
یادم می آید تو سال هاست که رفته ای بی معرفت و من هنوز با هر نخ سیگار غرق رویای تو می شوم . .
هنوز هم مرا به جان “تو” قسم مى دهند… مى بینى؛ تنها من نیستم که رفتنت را باور نمى کنم…!
قطار میرسد برای بعضیها کسی منتظر نیست… برای بعضیها کسی را نمیآورد… اما، بیچاره آنهایی که مسافرشان را دیگران به خانه میبرند…
غصه مــــرا خورد… وقتی دیدم دست به سینه ایستادی…! تمام راه را برای آغوشــــــت دویـــــــــده بودم…
درد که میگیرد قلبم… لبخند میزنم! یادگاری توست…
با هم
مــــی خواهم ...
به رویَم نـــــیاور
زیـــــاده خواهی ام را......
این روزها هرکی منو میبینه میگه : وااای خوش به حـالت چقدر لاغــر شدی. رمـــز موفقیتـت چـــی بوده؟!!! من فقـــط لبخـــند میزنم و تو دلـم میگم: بازیچـــــــه شـــدن..!
روزهــــاست
از سقف لحظــــــــه هایم
یاد تو چـ ــ ــ ــ ــکه می کند
... .
.
.
اگر باران بند بیاید
از این خانه مــــــــــی روم...
بعضی دروغ ها آنقدر قشنگند.... که دلت میخواهد باورشان کنی! . . ....
"تو"... قشنگ ترین دروغ زندگی من بودی؛
هنوز باورت دارم
نه زخم است ... نه سوختگی ... انگشتانم اگر باند پیچ است... همه ی نخ هایی است که بسته بودم... تا یادم باشد چطور فراموش شدم
خـــــودمـــــ را پـــــیـــــدا کـــــنم . . .
نیمه ی گـُـــــــــمــــشـــــده ام پیشکش
هیچ هم سکوت ، نشانه ی رضایت نیست
شاید کسی دارد خفه می شود..
پشت یک بغض...!!!
برای چشمهایم «نماز باران» بخوان...
بغض کرده!
ابریست!
اما
نمیبارد...
تا بخوانی وبفهمی چقدر جايت خاليست...
... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد...
لمس كن نوشته هايی راكه لمس ناشدنيست وعريان...
كه ازقلبم برقلم وكاغذ می چكد...
لمس كن گونه هايم راكه خيس اشك است وپر شيار...
لمس كن لحظه هايم را...
تويی كه نمی دانی من چگونه دوستت دارم
لمس كن اين با تو نبودنها را ...
اما دلم، تا دلت بخواهد؛
از تو، پُر است ...!
اما دلم، تا دلت بخواهد؛
از تو، پُر است ...!
.
امشب یکی دیگر از فرزندانت با تو کار دارد
.
یکی دیگر تو را میخواند
.
... نگاه به چشمان اشکبارم نکن
برای طلب بخشش نیامدم
مشتان گره شده ام را نبین
خشمگین نیستم
لرزش تنم از درد نیست
.
از این است که رویایم از دست میرود
تنها آرزوی زندگیم میسوزد
و یادگارش تا ابد به مانند خطوطی سیاه
شعر خواهد شد بر ورقهای سفید
زیر دست سرد من
.
عشقم را میفروشم . . .
چه داری که بتوانی بهایش را بپردازی ؟
دیگر کمتر « اشک » می ریزم...! دارم « بُزرگ » می شوم یا « سنگ » نمی دانم....؟!!
میـدونی بن بست ِ زنـدگی کـجـاست ؟
جــایــی کـه ...نـه حـــق ِ
خــواسـتن داری !
نـه تــوانــایـی ِ فـــرامــوش کـــردن
دل اگر بستی،
محکم نبند!
مراقب باش،
گره کور
نزنی
او میرود، تو میمانی و یک گره کور...
تـــو نیــز ،
روزی ,
... ســاعـتی ,
لـَحظــه ای احــساس خـواهـی کـرد کـــه . . . هیــچکـَـس دوسـتت نَــدارد
پایان یک رابطه ،فقط پایان یک رابطه نیست !
پایان خیلی از
چیزهاست.....
پایان حس و دید مثبت ، پایان دوست داشتن ،
پایان خوش بینی ،
پایان اعتماد ..
حســــرت یعنی :
خواستن تـــــــو ؛
كه داشتن نمی شود
!
هیـــچوقـــــت ... !!!
(من) مهم نیست... (تو) هم مهم نیستی....
مهم (ما ) بود که از بین
رفت...
یا خیلی برگردون عقب...
با بزن بره جلو!!!
... اینجای زندگی دلم خیلی گرفته......
چه زود فراموش کردی
روزگاری دوستم داشتی
.
.
.
می
خواهم به او بگویم، روزی دوست داشتنت را از یاد خواهد برد
تو که نیستی
می خواهم دنیا هم نباشد
اما چه فایده؟!!!
هم
دنیا هست
هم او
و هم تو
فقط من بودم که نباید می بودم!!!
کجای بازی ما اشتباه بود
که تو هم*بازیِ من نیستی
و
من
هنوز
گرمم به هوای تو...!
برو خوشبخت بشی
منو یادت نمیاد میدونم
تا همینجاشم ازت ممنونم
دیگه حتی نفسم در نمیاد
كاری جز دعا ازم بر نمیاد
برو خوش باش برو شیرینم
من به آینده ی تو خوشبینم
برو كه الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نكشی
نوش جونت همه ی بی كسیام
برو خوشبخت بشی
منو ول كردی با دلواپسیام
برو خوشبخت بشی
اگه رفتی اگه تنها موندم
برو خوشبخت بشی
اگه تو خاطره هام جا موندن
برو خوشبخت بشی
نوش جونم كه همش دلتنگم
نگران من نباش
اگه گریه داره این آهنگم
نگران من نباش
اگه عمرم داره از كف میره
نگران من نباش
اگه هر شب نفسم میگیره
نگران من نباش
كاشكی میشد با دلم میساختی
تو هنوز دل منو نشناختی
كاش مثه گذشته عاشق بودی
كاش همون آدم سابق بودی
برو خوش باش برو شیرینم
من به آینده ی تو خوشبینم
برو كه الهی خوشبخت بشی
مثل من درد جدایی نكشی
حواسم را از تو و خاطراتت پرت کنم
باید بیشتر تمرین کنم
تا دورتر بیفتد
فقط چند قدم آن طرف تر از دنیـــــــــــــــــــایم...!!!
مـــن درد مــــــــی کــشــم
؛تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !
سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی.....
شبهايم درد دارد!!
وقتي ندانم
چراغ اتاقت را كدام لعنتي خاموش
ميكند...!!!
کودکی ام را دوست داشتم...
روزهایی که به جای دلم,سر زانوهایم
زخمی بود...
بـه چشـمانت قــسم :
تا آخر خط می رفتم
اگر سر راهم
نقطه نمی گذاشتی!!
خدایا:
بت بود،بت شکن فرستادی!!!
من پر از بغضم، بغض شکن هم
داری؟؟؟
هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن... به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را...
شیفته ی آن بوسه ی
هول هولکی ام
که
دیرت شده اما
از خیرش نمی گذری ..!!!
خاموشى بهانه است مشترك مورد نظر فراموشى گرفته....!!!
پـــــایـــــین بیـــــایـــــے ...
بے فـــایـــده اســـت ؛
... مـــن تـــو را هــــــمیـــنجــــــــــا ،
میـــان بـــازوانـــمــ میـــخـــواهـــمـــ ... !
عادتــــــ ...
چه طعم تلخی دارد
وقتی آنرا با
عشق
اشتباه بگیرند!!!
یادته
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟
عکسمون تو قاب عکس و ... یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟
روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟
عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خندیدن اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟
یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟
پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟
دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟
فکر بودن توی قایق یادته؟ من به تو گفتم شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار رویا ، یادته؟
طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟
چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
گفتی عشق تو هوس بود یادته؟ گفتی خوب بود ولی، بس بود یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم
دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما
حیف شعری که نوشتم یادته ؛ شعر من بدم باشه، زیادته، حیف شعری که نوشتم یادته
شعر من بده ولی، زیادته
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم