شاید ...

اگه من يه روز نباشم كي از عشقت مي ميره؟

يه روزي مي رم و اون روزه كه گريه ات مي گيره!

اگه من يه روز برم براي كي ناز مي كني

رو بوم كي مي شيني با كي تو پرواز ميكني؟

وقتي كه قهر مي كني منتتو كي ميكشه؟

اگه من يه روز نباشم سرنوشتت چي مي شه؟

كي واست لا لا مي گه كه چشماتو هم بزاري

كي مي ذاره تو همش براش بهونه بياري؟

با كليدش كيه قفل اخماتو وا ميكنه

اون شبا كه سردته كي دستاتو ها ميكنه؟

وقت گريه سر تو رو شونه كي مي ذاري

به يه آغوش ديگه كه آخه عادت نداري!

اگه من يه روز نباشم كي از عشقت مي ميره؟

يه روزي مي رم و اون روزه كه گريه ات ميگيره !

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریزو پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را

خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی

واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی

تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی

منو به محبت دو روزه مهمون کردی

همه عالم می دونستن که بری میمیرم

اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی

خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم

خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا

با همین سر به هواییت منو ویرون کردی

من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم

مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟

همه عالم می دونستن که بری میمیرم

اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی

خیلی ممنون واسه هرچی که آوردی به سرم

خیلی ممنون ولی من هیچ وقت ازت نمی گذرم

سحر و آرش

هنوزم دیووونه اون نگاه کردن هاتم کاش میشد یه بار دیگه فقط یه بار دیگه با اون چشم های نازت که هروقت بهشون خیره میشدم اشک تو چشام جمع میشد نگام کنی و بگی دوستت دارم.

سحر یادته هروقت دلم برات تنگ میشد فوری میومدی تو بغلم دستای مهربونتو حلقه میکردی دور گردنم لباتو غنچه میکردی چشاتو میبستی بهم میگفتی تا بوسم نکنی تکون نمیخورم؟؟؟منم تا میخواستم بوست کنم صورتتو میبردی عقب میگفتی نه هنوز زوده چقدر دلم برای خنده هات تنگ شده یادته همیشه بهم میگفتی غصه نخور خودم هواتو دارم دستاتو میذاشتی رو شونه هام و میگفتی تو گل منی؟؟؟اون روزی که نشسته بودیم تو پارک چه روز خوبی بود دستمو گرفتی بردی گذاشتی رو قلبت گفتی تاروزی که زنده ام اینجا فقط مال توئه یادته گفتی اگه دیگه منو ندیدی بدون که همیشه تو قلبمی من سرت داد زدم و تو خندیدی چقدر دلم میخواد باز کنارم بشینی سحر باز بهم بگی غصه نخور خودم هواتو دارم چرا دیگه دستمو نمیبری رو قلبت بذاری؟؟؟بهم بگی همیشه جات این وسطه....

یادته هروقت بهت زنگ میزدم قبل از اینکه سلام کنی میگفتی دوست دارم دلم برا دوست دارم گفتنت تنگ شده همیشه میگفتی نگو خداحافظ خودت یادم دادی بجای خداحافظی بگم عاشقتم اون روز وقتی دیدمت یه نگرانی عجیبی تو چشات بود که داشت دیووووونم میکرد اومدی تو بغلم نشستی دستمو گذاشتی رو قلبت گفتی گوش بده داره بهت میگه دوست دارم تا ابد.

دوس دارم بازم برام بخندی با اون چشای نازت نگام کنی و با صدای قشنگت باز بگی دیوووووونتم دیوووونه اون روز چقدر بهت گفتم بذار همراهت بیام عجیب نگرانت بودم ولی خندیدی و گفتی خودم میرم پسرعاشق کاش به حرفت گوش نمیدادم وقتی دستمو ول کردی چند متر جلوتر برگشتی لبخند زدی و برام دست تکون دادی ترسیدم هنوز 2دقیقه از رفتنت نگذشته بود که یهو صدای ترمز ماشین اومد بند دلم پاره شد دویدم سمت خیابون همه جمع شده بودن وقتی اومدم نزدیک دنیا رو سرم خراب شد چشام سیاهی رفت وقتی دیدمت که اونجوری وسط خیابون افتادی مردم سحر. چشات باز بود و اون گلی که بهت داده بودم تو دستات بود نگاهت به من بود و لبخند قشنگت هنوزم رو لبات بود هرچی صدات زدم سحرم توروخدا جون آرش بلندشو سحر مرگ من پاشو ولی تو بلند نشدی سحرم دلم برات تنگ شده عزیزم دیگه نمیتونم دوریتو تحمل کنم سحر دارم دیوووونه میشم چرا زدی زیر قولت مگه قرار نبود تا ابد کنارم باشی بیمعرفت شدی و زودتر از من رفتی؟؟؟نگفتی آرش بدون تو چکار کنه دیگه به عشق صدای کی از خواب بیدارشه دیگه براکی گل ببره؟؟؟سحرم خسته شدم کاش میشد منم بیام پیشت دوتایی بازم باهم بخندیم

عشق همچون نقاشيست با اين تفاوت که نقاشي را مي توان پاک کرد اما عشق را هرگز.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشق مانند جنگ است

شروع آن آسانه

خاتمه دادن به آن مشکله

فراموش کردنش غير ممکنه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عاشق بودن زمانيه که اون بهت نگاه ميکنه و ميگه : دلم ميخواست آدم خور باشم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به عشق در نگاه اول اعتقاد داري؟؟؟
يا اينکه لازمه يه بار ديگه از جلوت رد بشم؟؟؟؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتي تو سياهي شب تن تو، تو خواب نازه يه کسي يه جاي دنيا با تو رؤياشو ميسازه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به کسي که دوستش داري بگو که چقدر بهش علاقه داري

و چقدر در زندگي براش ارزش قائل هستي

چون زماني که از دستش بدي

مهم نيست که چقدر بلند فرياد بزني

اون ديگر صدايت را نخواهد شنيد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هيچ چاره اي براي عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بيشتر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تمام ستاره هاي اسمان را دوست دارم
اما انها در مقايسه با آنهايي که در چشمانت هستند هيچند
تو را دوست دارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مردم زندگي مي کنند ،
مردم مي ميرند،
مردم ميخندند،
مردم گريه ميکنند،
برخي تسليم مي شوند،
برخي سعي خواهد کرد،
برخي مي گويند که سلام،
برخي مي گويند خداحافظ
ديگران ممکن است تو را فراموش کنند،

اما من هرگز

************************************


قلبي را که به تو صدمه زد دوست بدار و اما هيچ گاه قلبي که عاشقت است را آسيب مرسان

یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم

یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد!

یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد زندگی

را با گرمای عشق اومیگذرانم!

کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم

دستانش را بفشارم!

یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ،همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد!

یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگربرایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست!

یکی را برای همیشه دوست میدارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا !

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم!

یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که او دراین

دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ،کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید و

لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ،کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه

نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !

کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ،از بی وفایی هایش که بگذرم برای

من عزیزترین است !

یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد!

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم!

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد!

یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز

دوست نمیدارد!

یکی را دوست میدارم ...

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .....

من دیوانه تنها او را دوست میدارم !

خدایا منو میبینی؟من همون پسرکوچولوی توئم همون که هرکار میخواست بکنه اول به تو میگفت و ازت اجازه میگرفت و تو همیشه با مهربونی جوابش رو میدادی یادته؟؟؟یادته چقدر باهم دوست بودیم همیشه کنار هم بودیم هروقت تنها بودم دستم رومیگرفتی و باهام حرف میزدی میگفتی غصه نخور خودم درستش میکنم.چرا وقتی بزرگ شدم دستمو ول کردی؟چرا گذاشتی این راه اشتباه رو برم؟؟؟میدونم خیلی بهت بدی کردم و دیگه دوسم نداری دیگه برات اون پسرکوچولوی پاک نیستم که هرچیزی ازت میخواست قبول میکردی ولی الان بهت نیاز دارم چرا دوباره دستامونمیگیری؟؟؟

دوستی ساده ما غیر معمولی شد
نمیدونم اون روز تو وجودم چی شد
نمیدونم چی شد که وجودم لرزید
دل من این حسو از تو زودتر فهمید

تو که باشی پیشم دیگه چی کم دارم
چه دلیلی داره از تو دست بردارم
بین ما کی بیشتر عاشقه، من یا تو
هرچی شد از حالا همه چیزش با تو

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دست من نبود اگه اینجوری پیش اومد
میدونستم خوبی ولی نه تا این حد
انگاری صد ساله که تو رو میشناسم
واسه اینه اینقدر روی تو حساسم
منِ احساساتی به تو عادت کردم
هرجا باشم ناکار به تو برمیگردم

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری

دیگه دست من نیست، بستگی داره به تو
بستگی داره که تو تا کجا دوسم داری
بستگی داره که تو تا چه روزی بتونی
عاشق من بمونی، منو تنها نذاری