خدا از خواب برخیز !
.
امشب یکی دیگر از فرزندانت با تو کار دارد
.
یکی دیگر تو را میخواند
.
... نگاه به چشمان اشکبارم نکن
برای طلب بخشش نیامدم
مشتان گره شده ام را نبین
خشمگین نیستم
لرزش تنم از درد نیست
.
از این است که رویایم از دست میرود
تنها آرزوی زندگیم میسوزد
و یادگارش تا ابد به مانند خطوطی سیاه
شعر خواهد شد بر ورقهای سفید
زیر دست سرد من
.
عشقم را میفروشم . . .
چه داری که بتوانی بهایش را بپردازی ؟
.
امشب یکی دیگر از فرزندانت با تو کار دارد
.
یکی دیگر تو را میخواند
.
... نگاه به چشمان اشکبارم نکن
برای طلب بخشش نیامدم
مشتان گره شده ام را نبین
خشمگین نیستم
لرزش تنم از درد نیست
.
از این است که رویایم از دست میرود
تنها آرزوی زندگیم میسوزد
و یادگارش تا ابد به مانند خطوطی سیاه
شعر خواهد شد بر ورقهای سفید
زیر دست سرد من
.
عشقم را میفروشم . . .
چه داری که بتوانی بهایش را بپردازی ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۶:۱ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم