آرزوی پنهـــانی ام هــمیــن است یک
شـبی
همـــه ی خــودم را
در آغـــوشــت پـــیــدا کـــــنم !!
من هــم
گـــاهی آغــوش میخواهـــم
دل کـه ایـــن چــیزهــا حــالیــش
نیست
نــبودنت
نــداشتنت
دلـــم آغوشت را میخواهـــد بــرای هــمیشـــه
من با یک سیگار ......سیگار دیگرم را روشن میکنم.....
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم