+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۰ ق.ظ توسط آریا
|
بغض دارم ... نه !
بغضی داشتم که ترکید...
اما هر چقدر گونه هایم را
لمس می کنم
خبری از تر شدن نیست !
... می خواهم چشم
هایم را طلاق بدهم
اجاقشان کور شده...!
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم