اس های دلشکستگی
از ازل تقدیر ما با جوهر هجران نوشت بی تو بودن را برای با تو بودن می نوشت می نوشت و آن ملائک می سرود قصه درد است هجران می نوشت
جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن نمی کنه , پس عمری که بی تو می گذره مرگی است به نام زندگی....
مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .
کاش خبر از این دل تنگم داشتی، کاش خبر از غصه و آھم داشتی ، این دل شدہ مبتلا به تو ای دوست ، کاش مرھمی برای دردش داشتی
شبی باران شبی آتش شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ میجنگم / تو آتش میشوی بر خرمن احساس تنهايیم / تو را با هر نفس می بویم اما باز دلتنگم.
كسى چه ميداند كه امروز چند بار فرو ريختم از ديدن كسى كه تنها لباسش شبيه به "تو" بود
فراق يعنى دلتنگى
دلتنگى يعنى تو
تو يعنى همه ى دنياى من
















یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم