آره من اونم که گفتم واسه چشم تو ديوونم ، آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ، ولى پس دادى نگامو زير رگبار غرورت ، من فقط يکم شکستم خوب نگام کنى همونم


سیب سرخی رابه من بخشید و رفت ، ساقه ی سبزدلم راچید و رفت،عاشقی های مرا باور نکرد ، عاقبت برعشق من خندید و رفت،اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت.‏‎



چیزیم نیست ، خرد و خمیرم فقط همین / کم مانده است بی تو بمیرم ، فقط همین / از هرچه هست و نیست گذشتم ولی هنوز / در عمق چشم های تو گیرم ، فقط همین .

 


تو را تا بی نهایت دوست دارم / تو را تا قلب دریا دوست دارم / اگر روزی نباشم در این دنیای خاکی / تو را در قلب خاک هم دوست دارم .


من و تو میدانیم کز پی هر تقدیر ، حکمتی می آید ، من و فرسایش دل ، تو و تصمیم و مکان ، ما و تقدیر و زمان ، چه شود آخر دلتنگیها ! خدا می داند .


امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی / دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد /.


لاک پشت صد ها بار توبه می کرد اگر می دانست ، بیرون آمدن از لاک آرزوی مشترکی است بین او و عقاب بالای سرش .در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی


نگاهم کن که چشمانت قشنگ است / صدایم کن که دل در سینه تنگ است / مرا با خود ببر آنسوی غربت /.
  که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است