میترسم از اینکه
.
.
روزی
یک جائی
...
.
.
من و تو
خیلی دور از هم
.
شب و
روز
.
در آغوش یک "غریبه"
.
.
.
.
.
بیقرار هم باشیم . . .
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ توسط آریا
|
میترسم از اینکه
.
.
روزی
یک جائی
...
.
.
من و تو
خیلی دور از هم
.
شب و
روز
.
در آغوش یک "غریبه"
.
.
.
.
.
بیقرار هم باشیم . . .
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم