من باشم
تو باشی
زمستان باشد و خیابان بلند
ردپایمان کنار هم روی برفهای تمیز
و
قیل و قال کلاغها بر کاجهای سپید
...
نفسهای منجمد من و مرداد داغ دستهای تو...
این رویای همیشه من است...