گاه نوشت
به اندازه ای دوست داشته ای ...
که نخواهی خوابش را بیاشوبی با صدای نفس؟!!
*************************************************************
مسافر، مسافر است
وقت استقبال هم می دانی
که یک روز باید بدرقه اش کنی ...
دل نبند ...
****************************************************************
خیال نکناگر برای کسی
تمام شدی
امیدی هست
خورشید از آنجا که غروب می کند
طلوع نمی کند
****************************************
چه زيباستبخاطر تو زيستن
چه تلخ و غم انگيز است
دور از تو بودن
ايكاش ميدانستي بدون تو
زندگي چه ناشكيباست
*******************************************************
مهم نیست که آخر ِ دنیاست خانه ات ،
مهم من و این قدم هاست !
که تا به تو نرسد ،
آرام نمی گیرد !
**************************************************************
از این پس تصمیم گرفتمجاده ی دلم را تر کنم
تا هر کس از آن رد شد
خاک بلند نشود
*******************************************************
اگر دنيا به ما خنديد...
با من....
اگر کوتاهي از من بود....
با من....
اگر اندوه با من بود....
با من....
اگر من بودم و غم بود....
با من
اگر من رفتم و غم رفت
با تو ....
تنها مي روم که تنهايي تنها نماند....
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم