این قدر نشین کنار گود و بگو لنگش کن ...
اگه راست میگی بیا یه روز جای من بشین ببین میتونی....
یه خدا منم همیشه اینجوری نبودم...
منم روزای شادی داشتم
منم یه روزی عزیز دل کسی بودم...
منم یه روز ار ته دل میخندیدم...
یه روز همه کسم رفت....
از اون روز شدم این که میبینی...
خسته ام ار این همه دلتنگی
ولی کاری از دستم بر نمیاد
فقط تلخم مثل همه فنجونای قهوه که هر روز میخورم

شاید تهش نقش بسته باشه که یه روز گم شدم بر میگرده...

همین ...!!!