گـ ـاه دلتنــگـ ـ مـ ـے شـوم .....
دلتننگـ تـ ـر از هـمہ
دلتـنگـ ـے هـ ـا....
...
گـ ــوشـہ اے مـے نشیــنم...
و حـ
ـسرتــ هـ ـا را مـ ـے شمــ ـارم...
بـاختـن هـ ـا را و صـ ـداے
شکـستن هـ ـا را...
نمـ ـے دانم من کـ ـدام امید را نـا امید کـ
ـردم....
کـ ـدام خـ ـواهش را نشنــیدم...
و بــہ کـ
ـدام دلـتنگے خـندیدم..
کـ ـہ این چــنین دلــ تنـگم!!!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۵۹ ق.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم