گـاهـی اوقـات؛
هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدن
تـا تـو رو
غـرق در رویـاهـا و خـاطـراتـت کـنـن...
2 خـط شـعـر...
کـمـی هـوای
پاییزی...
یـک وجـب پـیـاده رو...
...
بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص...
هـمـه و هـمـه کـافـیـه
بـرای ایـنـکـه
تـو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و خـیـره بـشـی بـه
سـقـف
و صـدای بـارون بـشـه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت...
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۳۸ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم