شعر سهراب سپهری در سال 85 بخون میترکی از خنده
هر
کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال
خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور
ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد!
فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي
است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد
خندان يه نفر! سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو؟
+ نوشته شده در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۸ ق.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم