شب ها خوابم نمیبرد...
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی
قلبم،
بی انصاف
...
محکم زدی
جایش مانده است
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۴:۴۷ ب.ظ توسط آریا
|
شب ها خوابم نمیبرد...
از درد ضربات شلاق خاطراتت روی
قلبم،
بی انصاف
...
محکم زدی
جایش مانده است
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم