یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام
برای روزی که اتفاقی تـــو را
می بینم …
آنقدر تمـــــــــیز میخندم
...
که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی
…
و من در جیب هـــایــــم
دست های خالـــی ام را فریب
دهـــم
که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …
+ نوشته شده در دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۱ ساعت ۴:۲۱ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم