تنهایی من از اونجایی شروع شد که ،
میان
این همه ” بود ”
منتظر یکی بودم که “نبود
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱:۵ ق.ظ توسط آریا
|
تنهایی من از اونجایی شروع شد که ،
میان
این همه ” بود ”
منتظر یکی بودم که “نبود
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم