تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ...
لرزشی روی میز میفتد
..
از این صدا دلم میلرزد ...
چشم هایم را میمالم ..
new message
آرزو
می کنم ... کاش تو باشی ...
...
.
.
.
سکوت می کنم ،یک مسج تبلیغاتی ...یا
کسی دیگر...
میشکنم....
+ نوشته شده در جمعه ۱۰ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۶ ق.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم