کــــــاش بـــاران بگــیـرد
کــــــاش بـــاران بگــیـرد و شیشه بخار کـــــــنـد…
و من هـــمه ی دلتنگیهایم را رویش “ها””کـــــــنـم…
و با گــــوشه ی آســــتـیتنـــم هـــــمه را یـــکـبـاره پــاک کـــــــنـم
… و خـــلاص…
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۸ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم