وقتی که خانه نیستم
کلید را دَم پله یِ اول
زیر همان گلدان
سفال همیشگی گذاشته ام
رویایت اگر آمد
پشت در نمی ماند
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۳:۳۶ ب.ظ توسط آریا
|
وقتی که خانه نیستم
کلید را دَم پله یِ اول
زیر همان گلدان
سفال همیشگی گذاشته ام
رویایت اگر آمد
پشت در نمی ماند
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم