وقتي كه كسي تتهات ميذاره، اونقدر خورد ميشي كه ١٠٠٠ بد و بيراه به
طرفت ميگي اونقدر كه ارزوي مرگش رو ميكني ،كافيه تو خلوت خودت باشي براي نبودنش اشك
ميريزي ... ارزوي حتي يه پيام اشتباه از اون رو داري...
گوشي رو اروم بر ميداري
.... دنبال شمارش نميگردي چرا كه حفظي ... شمارش رو مينويسي ، پايين تر مي نويسي
... كجايي ؟! دلتنگتم ! ... ميخواي سند رو بزني اما... اما نميزني چرا كه بين عقل و
دلت جداله ... به ناچار پاك ميكني چرا كه او تو رو نمي خواهد ،اكه ميخواست كه
نميرفت ... !
"دوست داشتن اجباري نيست" حتي اگر هر شب خاطرات بودن با اون و با
ياد اون بخوابي ....
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۹:۵۳ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم