شعر من....
این شعر تقدیم به کسی که عشق زمینیش منو با دنیاآشتی داد
الی مهربونم
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه...
عشق یعنی خنده هایی مثله ماه...
----
عشق یعنی زندگی، همراه یار...
زنده گشتن، جان گرفتن از بهار...
---
عشق یعنی بوسه ای از جنس قند...
زندگی کردن کنـــــــاره یــــــــار، چند...
---
عشق یعنی هر چه بینی، او شود...
زندگـــــــــیت، مردگــــیت، او شود...
---
عشق یعنی عاشقی و سوختن...
سوختن نه، عشق یعنی ساختن...
---
عشق یعنی یک جوانه، یک درخت...
عاشق و معشوق، تنگاتگ، سخت...
---
عاشقی یعنی فقط او است و بس...
دیگر الان این نفس بگرفت، بس است...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱:۱ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم