سلام به همه دوستان امروز چندتا مطلب هست که باید بگم بهتون

1:بالاخره شیما جون و داداش سیاوشم اومدن و منو شرمنده کردن و به این وب سرزدن که از همینجا دست جفتشونو میبوسم که لطف کردن و اومدن خیلی خوشحال شدم دم جفتتون گرم

سیاوش داداش بزرگمه که تاحالا پسر رودستش ندیدم خدا شاهده به اندازه ای دوستش دارم که خودشم نمیدونه سیاوش منو تشویقم کرد که وب بزنم خودش چندتا وبلاگ باحال داره که هرکدوم یه زیبایی خاصی داره و به من یکی که آرامش میده داداشی جونم هرجاکه هستی موفق باشی

وشیمای خودم که آجی مهربونمه و منو با سرخابیها آشنا کرد خیلی خیلی دوستش دارم هرچند یه نمه خل وضع و دیوووونس ولی خوب بازم دوستش دارم و عاشقشم چون مثه خودم باجنبس و روزی صدبار بهم فحش میدیم که عمررررررررا هیشکدوم ناراحت بشیم شیما یه بی اف داره که همه زندگیشه و منم امیدوارم که همیشه خوشحال و سربلند باشه آجی جونم دوست دارم شدید

2:به علاوه این دو عزیز بقیه دوستان هم لطف کردن و اومدن که ازشون ممنونم

3:امروز برام یه اتفاقایی افتاد که دیگه نمیتونم تحمل کنم و دارم دیووووونه میشم منم دارم افسرده میشم فک کنید اون آلایا که همه رو میخندوند حالا ناراحت شده و دلش میخواد نباشه پس از امروز دیگه خنده و شوخی تموم میخوام یه غم خونه واکنم که هرکس که مثه من شد بیاد اینجا و آرامش بگیره

همین دیگه حرفی ندارم همه موفق و سربلند باشید

عیدتونم مبارک