نیازم، نه دیگر آغوشت است ،
نه دستانت،
نه موی سیاه ، نه چشم خمارت و نه دیگر هیچ ،
با یک فنجان سکوت تلخ ،
فرو مى برم حماقتم را که دوستت داشتم....!!!!
نه موی سیاه ، نه چشم خمارت و نه دیگر هیچ ،
با یک فنجان سکوت تلخ ،
فرو مى برم حماقتم را که دوستت داشتم....!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۳۰ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم