صدای قدم هایت رادوست دارمرویا دارد ... فکر دارددر امتداد این
قدم هامنی می بینمکه با تو پیر شده...خوشبخت
شدهو چشمانت را دوست داردکاش که رویا کافی بودشاید از کنارمآرامتر
می گذشتی
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۵ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم