چقدر دست دست می کنی برای آمدن
نمی
دانستم این قدر سخت است بازگشتن
راهت تاریک است؟
نور چشمانم هنوز از بین
نرفته
سوی آنها برای تو
چراغی کن و برای برگشتن استفاده کن
من بدون چشم هم
می توانم زندگی کنم
اما بدون تو نه
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۸ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم