یڪـــ روز خیلی بد
رفتنم رآ ، برآے
هَمیشـﮧ ، بآوَر خواهی ڪــــَرد
نآ اُمید خواهی شـ ــُد
وَ مـَن
بــــَرآیـــَت چیزی خوآهم شُـ ـــد
مثل ِ یڪـــ خآطره ے دور
تلخ و شیرین
وَلے دور ... خیلے دور
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹:۴۲ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم