گاهی وقت ها ... !!
یادت میره که ...
لیوان چاییت رو به روت
...
داره یخ می کنه ... !
یادت میره که ...
... بین اشک ریختنات
...
پلک بزنــی ... !
یادت میره که ....
شبها برای خوابیدن
....
باید چشاتــو ببندی ... !
وقتی تلفن زنگ می
خوره ...
یادت میـــره که ...
اون پشــت خط نیست .... !
یادت میــره که رفته ....
یادت
میــره که ...
مُـــــردی ....... !!!
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵ ق.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم