این روزها تو کسی را داری تا دست هایت را بگیرد،تا هنگام ناراحتیهایت
آرامت کند...این روزها،تو کسی را داری هوادارت باشد....اما من،همان
مـــَـــرد تنهای همیشگی ام...... بی هیج تغییر یا کم و کاستی...همچنان در حسرت دستانی
گرم هستم که بدانم برای من ساخته شده اند....دلم گرمای دستانی را میخواهد که
هیچ جیبی قادر به فراهم کردن آن نیست...
+ نوشته شده در جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۹:۲۳ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم