این روزها تو کسی را داری تا دست هایت را بگیرد،

تا هنگام ناراحتیهایت آرامت کند...

این روزها،

تو کسی را داری هوادارت باشد....

اما من،

همان مـــَـــرد تنهای همیشگی ام...

... بی هیج تغییر یا کم و کاستی...

همچنان در حسرت دستانی گرم هستم که بدانم برای من ساخته شده اند....

دلم گرمای دستانی را میخواهد که هیچ جیبی قادر به فراهم کردن آن نیست...