گـاه בلـمــ مےـگـیرב گـاه زטּـבگــے ســخـتــــ مےـشـوב گـاه تـטּـهـا , تـטּـهـایـے آرامـشــ مـے آورב ... گـاه گـذشـتـهـ اذیـتـمـ مـیـکـنـב ایـטּ `گـاه هـا`... گـهـگـاه تـمـامــ روز و شـبــ مـنــ مےـشـو טּـב آטּـوقـت بـغـض گـلـویـم را مـےـگـیـرב ! בرسـت مـثـل هـمےــטּ روزـها ... :(
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲:۴۳ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم