گذشت آن زمان که در کافه همه دور ِ یک میز ِ بزرگ جمع میشدند !!
الان میزها دو نفره شده
که اکثر ِ اوقات یکی از صندلی ها خالی ست !
تو
قهوه ات را بنوش و باور کن تلخی قهوه وقتی احساس نمیشود که کسی باشد ;
روبرویت بنشیند
انگشتانش را در هم گره کند و برایت شعر بخواند
اینگونه طعم ِ تلخ ِ قهوه از یادت میرود ./

میدانی حواسم پی ِ دو راهی ست که پیش ِ رویم قرار دارد
نمیدانم باید
ردپاهایت را دنبال کنم یا نه
تنها میدانم
که
به هیچ چیزی
مطمئن نیستم
حتی دنبال کردن رد پاهایت
.
.
حتی برگشتن
حتی ماندن