ای خدا کی
می شه روزی که بدون واهمه بتونم عشقمو فریاد بزنم بین همه
بگیرم دستای گرمشو
تو دستام همیشه بدونم دلم دیگه همسفر تنهاییشه
نزنه شور جدایی دل تنگ و بی
قرارلحظه دیدن روی ماه اون گل بهار
مثل پروانه که دور گل همش پر می زنه دل
تنگم نمی تونه از نگاش دل بکنه
بدوزم چشامو تو چشای پاک و بی ریاش بخونم راز
قشنگ عشقو از توی چشاش
بزنم بوسه به اون لبهایی که دلم می خواد بدونه آرزومه
فقط بهش خنده بیاد
موهای لطیفشو شونه کنم دونه دونه بخونم ترانه مهر و وفا
عاشقونه
بکنم زمزمه وقتی سر رو شونم می ذاره عزیزت دوست داره بدون واست جون
می ذاره
+ نوشته شده در شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۰ ق.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم