سر میز شام یاבت ڪـﮧ مے افتم ...
بغض مے ڪنم اشڪ در چشمانم حلقـﮧ میزنـב
هــمـﮧ متعجب نگاهم مے ڪننـב..
لبخنـב میزنم و میگویــــــــم :
چقـב ر ב اغ بو ב !!!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۴ ق.ظ توسط آریا
|
سر میز شام یاבت ڪـﮧ مے افتم ...
بغض مے ڪنم اشڪ در چشمانم حلقـﮧ میزنـב
هــمـﮧ متعجب نگاهم مے ڪننـב..
لبخنـב میزنم و میگویــــــــم :
چقـב ر ב اغ بو ב !!!
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم