اگرچه زود بود! ولی
دعایت گرفت مادر بزرگ...پیر شدم
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۷:۴۷ ب.ظ توسط آریا
|
اگرچه زود بود! ولی
دعایت گرفت مادر بزرگ...پیر شدم
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم