خدا ما رو
برای هم نمی خواست
فقط می خواست عشق و فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی
ما مال ما نیست
فقط خواست
نیمه مونو دیده باشیم
تمام لحظه های
این تب سرد
خدا از حسرت
ما با خبر بود
خودش ما رو
برای هم نمی خواست
خودت دیدی
دعامون بی اثر بود
چه سخته مال
هم باشیم و بی هم
می بینم میری
و می بینی میرم
تو وقتی هستی
اما دوری از من
نه می شه زنده
باشم نه بمیرم
نمی گم دلخور
از تقدیرم اما
تو می دونی
چقد دلگیره این عشق
فقط چون دیر
باید می رسیدیم
داره تو دست
ما میمیره این
عشق
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۴:۴۶ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم