یک پیاده رو تقریبا خلوت :
یک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛
خوشبختیشان پای
خودشان !
یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛
سود و ضرررش پای خودشان !
یک زن ،
یک زن ، یک رفاقت ؛
...
معرفت و اعتمادشان پای خودشان !
و انتهای پیاده رو
…
یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛
آخر و عاقبتش پای تو !
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲:۵۲ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم