من ,
يه زير سيگاري پر از سيگار
با یه فنجون قهوه تلخ
و سيگار
پشت سيگار...
.
اين شده شب و روز من
...
حسابي تو خودم هستم ... حسابي تلخ و سردرگم
از
خودم خسته ام..
تو اين اوضاع و احوال , بزاريد تو خودم باشم
مثه يه اتفاق بد
, فراموشم کنيد اصلا..
من ديگه "من" نيستم ... .
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ توسط آریا
|
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم