بي حس شده ام.....
از تنهايي....
از
درد....
از بغض.
......
.........
فقط گاهي خط اشکي ميسوزاند صورتم
را.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۷:۲۳ ب.ظ توسط آریا
|
بي حس شده ام.....
از تنهايي....
از
درد....
از بغض.
......
.........
فقط گاهي خط اشکي ميسوزاند صورتم
را.
یه روزایی واسه خودم کسی بودم نه اینکه فک کنی خودشیفتم ها نه واسه این میگم کسی بودم که وقتی صدام میزد و میگفتم جونم حس میکرد خوشبخت ترین آدم زمینه خودش بهم گفت تو همه چیزمی بدون تو نمیتونم واسه اینه که میگم واسه خودم کسی بودم ولی حالا.......من گم شدم